أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
221
قانون ( فارسى )
مادهء ديگرى را دارد كه مىتوان آن را تكميل عنصر بعد از پيدا شدن مزاج ناميد . مانند نيروى جاذبه در مغناطيس و نظير طبيعت هر نوع حيوان و نبات كه از آنها استفاده مىشود و مزاجى را تهيه مىبينند . شكلى كه بعد از مزاج پديد مىآيد اگر داراى نيروى تاثيرپذيرى باشد بوسيله تاثير كنندهء ديگرى تكميل مىشود و اگر تاثيرپذير نباشد با تاثير گذاشتن بر غير خود به كمال مىرسد ، چنانچه از نيروى تاثيركننده باشد ، دو وجه دارد : يا بر بدن تاثير مىگذارد و يا تاثير نمىگذارد . اگر نيروئى باشد كه بر بدن انسان تاثير بگذارد ، اثر آن يا ملايم است يا ناملايم و در هر دو حالت تاثيرش زادهء مزاج خود آن نيست بلكه زادهء صورت نوعى آن است كه بعد از مزاج حاصل شده است و از اين روى آن را كنشى بوسيله همه گوهرها مىنامند ، يعنى كنشى در صورت نوع ، نه كنشى به كيفيت يعنى به كيفيات چهارگانه و نه از مزاج حاصل از آنهاست . بحث از كنش ملايم و كنش ناملايم نيروى تاثيركننده در بدن بود . اينك براى هر دو مثالى مىآوريم : كنش نيروى تاثيركنندهء ماده تناولشده به صورت ملايم ( مناسب ) نظير تاثير فاوانياست كه بيمارى صرع را از بين مىبرد . كنش تاثيربخش ناملايم ( نامناسب ) و منافى مزاج بدن مانند نيروى بيش ( گياهى سمى ) است كه گوهر انسان را به تباهى مىكشاند . اينك به مطلب برميگرديم و مىگوئيم : وقتى چيز تناولشدنى يا ملطوخ ( قابل گذاشتن بر جسم ) را گرم و يا سرد مىناميم ، منظورمان اين است كه آن چيز نيروى گرمى و يا سردى دارد نه اينكه داراى كنش گرم يا سرد است . منظور ما از نيرو اين است كه گرمتر از گرماى بدن ما و يا سردتر از سردى بدن ماست و مراد از اين نيرو ، نيروئى است كه بعد از گردهمائى با گرماى غريزى بدن به حساب مىآيد ، بهطورىكه حامل اين نيرو وقتى از نيروى غريزى ما تاثيرپذير مىشود ، آنگاه كنش نيرو پديد مىآيد . مراد ما از چنين نيروئى ممكن است نيروى چيز ديگرى مثلا آمادگى زياد و كامل باشد همچنانكه مىگوئيم : كبريت ( گوگرد ) بوسيله نيرو گرم است ( نيروى كبريت گرم است ) و يا اينكه مىگوئيم فلان چيز گرم و يا سرد است . منظور ما اين است كه آن چيز در مزاج خويش و در تكوين عناصر اوليهاش گرمتر يا سردتر از حد لازم است و كنش بدن خودمان را در سنجش حالت آن به حساب نياوريم . اگر گفتيم فلان دارو از حيث نيرو چنين و يا چنان است مقصود ما از نيروى آن خوى سرشتى آن است نظير اين حالت كه نويسندهاى ترك نويسندگى كرده است اما مىتواند بنويسد و نيروى نوشتن از او جداشدنى نيست . و يا اينكه مىگوئيم : بيش ( گياهى سمى ) بوسيله نيرو تباهكننده است . تفاوت بين نيروئى كه سرشتى است و